تبليغاتX
شوخی

شوخی

همین!

head in the clouds

*اتفاق عجیبی انگار توی زندگیم افتاده...

خیلی عجیبه...ولی خودم میدونم که بالاخره یه روزی یه کسی بوده که چنین اتفاق عجیبی براش افتاده و اونم فکر میکرده که تنها کسی هستش که این اتفاق براش افتاده، اما بعد اون هم یاد این میفتاد که مطمئنا کسی قبل از اون بوده که همین اتفاقات عجیب براش افتاده  و آخرشم کسی نمیفهمه که آیا واقعا این اتفاق فقط برای خودش عجیب ترین اتفاقه یا هزاران نفر قبل از اون و هم زمان با خودش همین اتفاقات براشون افتاده...

 

 

*باد می وزد ، شیشه ی پنجره میشکند...پنجره از من می پرد!

 

*پرشی بلند به فراسوی خیابان ترافیک زده؛ نگاه متعجب زن پشت فرمان؛ مردی که از جلوی ماشین توی ترافیک رد شد. زیر پای عابر؛ حرکت ماشین!

عابر: اوخ..اه!

زن: چی شد؟

عابر: ملخ رو له کردی!

زن: نمیخواستم...

پرشی بلند به انتهای لاستیک های داغ و خسته!

 

--

پ.ن.

Gilda(Charlize Theron):Sometimes you see complete strangers , but there`s something special  about them…and you think " I should really try and talk to them…because i`ll never see them again" but you don`t…but it`s all fated, anyway

(Head in the clouds)

 

پ.ن. میتونید بعد از خوندن اینا به چرت بودنشون بخندید!

+ نوشته شده در  2008/7/2ساعت 12:12  توسط بیتا!  |